تبلیغات
آموزش کسب و کار الکترونیک,تجارت الکترونیک,کسب وکار الکترونیک,بهینه سازی سایت,ایمیل, E-Business,e-commerce, مارکتینگ,بازاریابی الکترونیکی,لینکدین,افزایش رتبه الکسا

نیاز مشتری را بشناسید، با محصول یا خدماتی آن نیاز را به سرعت و به گونه‌ای حرفه‌ای برآورده سازید و این كار را بلافاصله به دیگران نیز یاد بدهید. خلاقیت و نوآوری را از یاد نبرید و برای هر كاری كه می‌كنید دلیلی محكم و مشتری‌پسند داشته باشید.در تهران و حدوداً در انتهای خیابان بهشتی (عباس‌آباد سابق) فروشگاهی است كه در ده سال اخیر پارچه‌ای بر سر در مغازه‌اش آویخته است: «حراج! به علت تغییر شغل ...» آیا باور می‌كنید؟ آیا دیگر اعتماد می‌كنید؟ آیا این راهش است؟

Image result for ‫جلب مشتری‬‎


ایجاد اطمینان در مشتریان احتمالی و جلب اعتماد آنان سخت‌ترین كار برای كسانی است كه كالا یا خدماتی را برای عرضه در بازار دارند. می‌گویم سخت‌ترین كار است بخاطر آنكه پیش از هر اقدامی در خصوص آن، باید بسیار درباره آن فكر كرد و پس از تعیین استراتژی، تكنیك‌ها و تاكتیك‌هایی را آزمود و نهایتاً با برخورداری از یك ثبات رویه آن استراتژی را به اجرا گذاشت.

جلب اعتماد مشتری راههای مختلفی دارد و با توجه به نوع كالا یا خدماتی كه ارائه می‌كنید، می توانید استراتژی‌های مختلفی را به كار برید. اما یك سری از كارها به نوع كالا یا خدماتی كه ارائه می دهیم بستگی ندارد و به نوعی جزو اصول ایجاد اطمینان در مشتری و جلب اعتماد او به شمار می آید. در مقاله دیگری - كه در همین بخش فارسی سایت آرشیو شده است برخی از آن اصول را برشمرده‌ام و بارها به این نیز اشاره كرده‌ام كه بهترین كاسب‌های ما آن را به صورتی سنتی آموخته‌اند و خیلی سریع و حرفه‌ای به فرزندانشان این را آموخته‌اند و برای همین هم بسیار موفق بوده‌اند: اینترنت را به آنان بدهید و خواهید دید كه ظرف چند هفته تجارت الكترونیك را هم رونق خواهند بخشید.
دلیل قانع كننده و مشتری پسند!
برای هر چیزی كه به مشتری می‌گویید یك دلیل قانع‌كننده داشته باشید به طوری كه مطمئن هستید كه او حرف شما را باور می كند. برای اینكه شما پیش از اینكه بخواهید این استراتژی را در پیش بگیرید، لازم است كه خیلی خوب درباره آن بیاندیشید و آن را از زوایای مختلف بسنجید و امتحان كنید. خودتان را جای مشتری بگذارید: «آیا خودم این حرف را باور می‌كنم؟» ببینید كه بسادگی می‌توانید خودتان را و كلاه‌تان را قاضی كنید: «آیا من خودم این حرف را باور می‌كنم؟» با این شیوه، مطمئن باشید كه اگر خودتان، حرف خودتان را باور كنید از هر لحاظ، مشتری شما نیز حرف شما را باور می‌كند و به این ترتیب شما یكی از راههای جلب اعتماد مشتری را آموخته‌اید. حال اجازه دهید كه یك مثالی بیاورم: من فروشگاهی دارم كه در آن می‌خواهم روی همه كالاهای آنالوگ، ۵۰ درصد تخفیف بدهم و برای این كار تا پایان ماه مهلت گذاشته‌ام، - دلیل این كار كاملاً روشن است، همه‌ی كالاهایی را كه ارائه می‌كنم دارند دیجیتال می‌شوند و من باید هرچه زودتر و بیشتر جلوی ضرر را بگیرم - اما از طرف دیگر می خواهم روی برخی از انواع دوربین‌های دیجیتال هم ۵۰ درصد تخفیف بگذارم! در اینجا مشتری تعجب خواهد كرد و حس كنجكاوی‌اش به او می‌گوید لابد خراب از آب درآمده می‌خواهد از شرشان راحت شود یا اینكه از شما بپرسد چرا؟ به چه علت؟ چرا حالا؟ این مارك؟ و ... در اینجاست كه شما باید دلیل قانع كننده داشته باشید و اگر حرف و پاسخ بی ربط بدهید مطمئن باشید كه اعتماد مشتری‌تان را برای همیشه از دست داده‌اید. اگر بگویید كه برای تغییر شغل روی این نوع اجناس دیجیتالی تخفیف می دهید و بعد چنین تغییر شغلی هیچگاه رخ ندهد، چه اتفاقی می افتد؟ اما حالتی را در نظر بگیرید كه شما حقیقتاً برای این تخفیف دلیل قانع كننده دارید، شما به مشتری می گویید: «می‌دانید؟ ما در چند ماه اخیر فروش خوبی نداشته‌ایم و باید بتوانیم اجاره مكان و حقوق بچه‌ها (كاركنان) را سر ماه و به موقع پرداخت كنیم و ... ببینید كه اگر فروشگاه شما پیش فروشگاههای همسایه معروف به عدم پرداخت سر ماه و به موقع حقوق كاركنانش باشد، بار دیگر اعتماد مشتری‌تان را برای همیشه از دست داده‌اید و او دیگر از شما خرید نمی كند.

در ایران متاسفانه و معمولاً بازاریاب‌های ما و فروشندگان ما یك استراتژی بیشتر یاد نگرفته‌اند و به قول خودشان : «همین ما را كفایت می كند و بس است و بیشتر از این هم نمی خواهیم!» - ببینید این غلط است كه ما بگوییم می‌خواهیم «مشتری» به ما اعتماد نكند! این مشتری نشد، كه نشد، می رویم سراغ یكی دیگر! فروشندگان ما راه را به خطا می‌روند وقتی مشتری را دست كم می‌گیرند دیده اید كه اكثراً درست و حسابی جواب مشتری را نمی‌دهند، یا جوابهای سربالا می دهند، دلایل الكی، بی سر و ته و بی محتوا تحویل مشتری می‌دهند و به اصطلاح مشتری را سنگ قلاب می‌كنند. بعد می‌نشینند توی مغازه‌هایشان و از نبودن مشتری و وضع بد اقتصادی و تورم و دولت و مجلس و غیره شكایت می‌كنند! و این در حالی است كه آنها كه رمز و رموز كار را بخوبی می‌دانند به قول خودمان آرام آرام یكی شان را دو تا می كنند و دو تایشان را چهار تا و حسابی پول در می‌آورند و پس از مدت كوتاهی می‌بینید كه فروشگاهشان هی بزرگتر و بزرگتر می‌شود و شعبه‌های گوناگونی این طرف و آن طرف باز می‌كنند. در عین حال، عده‌ای چون خود را در این میدان رقابت شكست خورده می‌بینند حرف و حدیث را پشت سر اینها آغاز می‌كنند: «نه بابا فلانی پشتش محكمه به فلان شخصیت و بهمان وزیر و وكیل و ...» از اینجاست كه به كار و اهمیت دادن به مشتری به عنوان یكی از عوامل موفقیت در كسب و كار، بازار شایعه و بدگویی و زیرآب زدن و چوب لای چرخ گذاشتن‌ها داغ می‌شود!

وقتی دلیلی قانع كننده و باوركردنی داشته باشیم، مشتری هم خودش را جای فروشنده می‌گذارد و این رابطه كه به مرور مستحكم شود، اعتماد مشتری جلب می‌شود و این اعتماد به باور و یقین مبدل می‌گردد. یك اشتباه می‌تواند تمام باورها را به شك و بعد بی اعتمادی مبدل كند و فروشندگان ما باید خیلی مراقب این نكته باشند.

جلب اعتماد مشتری روی اینترنت، كاری بس مشكلتر است چرا كه ارتباط رو در رو نیست و شما باید از طریق كلمات و جملات و عكس‌ها و صفحات و اطلاعات و پاسخگویی به موقع به نامه‌ها و نیازها و تسهیل سفارش و تحویل فوری و نمایش توصیه‌نامه‌ها و ارائه ضمانت‌نامه‌ها این حس را در مشتری یا مشتری‌های احتمالی خود بوجود آورید.


منبع:webfaqt.com


تاریخ : چهارشنبه 7 مرداد 1394 | 05:32 ب.ظ | نویسنده : ساناز داودی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.






خرید پروژه، مقاله و پایان نامه

پونیشا :: نیروی کار مجازی

آگهی ساز - آگهی و تبلیغات رایگان



  • ام جی