تبلیغات
آموزش کسب و کار الکترونیک,تجارت الکترونیک,کسب وکار الکترونیک,بهینه سازی سایت,ایمیل, E-Business,e-commerce, مارکتینگ,بازاریابی الکترونیکی,لینکدین,افزایش رتبه الکسا

طراحی سایت از ظاهر تا محتوا ، کدام مهمتر است؟ استفاده از تکنیک های مختلف ساخت سایت در زیبا سازی شکل ظاهری سایت و استفاده از مطالب بکر و جدید در محتوا ، از مهمترین عوامل تاثیر گذار در رتبه بندی سایت و مورد پسند بودن آن تسط بازدید کنندگان سایت می باشد.ولی قبل از هر کاری در این زمینه:

در ساخت سایت ظاهر مهم تر است یا محتوای آن؟

برای زیبا سازی ظاهر سایت از چه مواردی باید استفاده کنیم؟

محتوا در طراحی وب سایت چه تاثیری بر رتبه بندی سایت در نتایج جستجو خواهند داشت؟

تاثیر کدام یک بر روی سئو سایت و بهینه سازی سایت بیشتر است؟

ظاهر سایت در طراحی سایت

شکل گرافیکی ، عکس ها و تصاویر ، متن ها و هر آنچه که بازدید کننده در سایت می بیند ظاهر سایت را تشکیل می دهد. شکل ظاهری سایت اولین چیزی است که بازدید کننده را به خود جذب می کند،در ادامه به بررسی نکاتی می پردازیم که باعث زیبایی هرچه بیشتر ظاهر سایت خواهد شد:

  • استفاده از استاندارد های طراحی سایت

استفاده از استاندارد ها و اصول علمی و روانشناسی در نحوه ی چینش سایت ، محل قرار گیری منوها، تصاویر و متن ها باعث زیبایی هرچه بیشتر سایت شده و این امر به نوبه ی خود باعث روان تر شدن سایت و کاهش رتبه در نتایج موتور های جستجو خواهد شد.برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه به مقاله استاندارد های طراحی سایت مراجعه کنید.

  • تصاویر در طراحی سایت

یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار در شکل ظاهری ، تصاویر در طراحی سایت می باشند ، این تصاویر در عین جذابیت و زیبایی، باید طبق اصول موتور های جستجو در ساخت سایت استفاده شوند.

  • استفاده از قالب مناسب در طراحی سایت

طراحی سایت از ظاهر تا محتوا ، کدام مهمتر است؟

طراحی سایت

قالب سایت در واقع چاچوب و اسکلت بندی سایت به حساب آمده و ساختاری است که تمامی اطلاعات سایت بر روی آن قرار می گیرند. قالب سایت باید سبک ، کارامد ، بروز و شیک باشد. نکته ای که در اینجا باید به آن توجه داشته باشیم نحوه ی کد نویسی قالب می باشد که عاری از هرگونه خطا و اشتباهی باشد.

محتوا در طراحی سایت

محتوا در طراحی سایت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. محتوا در واقع باطن سایت بوده و تمام حرف هایی است که یک سایت برای گفتن دارد این امر بر روی سئو سایت و بهینه سازی سایت تاثیر مستقیمی داشته و رتبه بندی سایت بر روی نتایج موتور های جستجو را تعیین می کند.در ادامه به بررسی نکاتی در این رابطه می پردازیم:

طراحی سایت از ظاهر تا محتوا ، کدام مهمتر است؟

محتوا در طراحی سایت

  • در طراحی سایت محتوا باید جدید باشند

جدید بودن محتوا دو امتیاز مثبت برای سایت دارد:

                         ۱-      جذابیت برای بازدید کنندگان

                              مطالب جدید همیشه دارای جذابیت خاصی برای بازدید کنندگان سایت داشته و افزایش بازدید سایت و ورود کاربران جدید به سایت را به همراه خواهد داشته و در نهایت این                                   امر خود به کاهش رتبه سایت در نتایج موتور های جستجو کمک شایانی خواهد کرد.

                        ۲-      اهمیت سایت برای موتور های جستجو

                             اگر همیشه از مطالب جدید و بکر در سایت خود استفاده کنید ، موتورهای جستجو شما را در لیست سایت هایی که تولید محتوا می کنند ، قرار داده و اهمیت ویژه ای برای آن  قائل می شوند.

  • عدم استفاده از مطالب تکراری در ساخت سایت

مطالب تکراری در واقع قاتل تدریجی سایت به حساب می آیند، موتور های جستجو سایت شما را به عنوان یک متقلب شناسایی کرده و اهمیت بسیار کمتری به آن در نتایج جستجو می دهند.

  • استفاده ازعناوین جذاب در ساخت سایت

عناوین جذاب در طراحی سایت مساوی است با ورود بازدیدکنندگان جدید و حفظ بازدید کنندگان قدیمی. نتایج بررسی تیم تحقیق و توسعه ی اینتن بر روی الگوریتم های موتور های جستجو نشان دهنده ی این موضوع است که اخیرا موتور های جستجو اهمیت بیشتری به نحوه ی عملکرد بازدید کنندگان سایت می دهند. هرچه بازدید کنندگان وقت بیشتری را در سایت شما بگذرانند و در آن به منو ها و مکان های مختلف سایت سر بزنند امتیاز مثبت برای سایت به حساب آمده و بر عکس ، اگر بازدیدکننده گان به محض ورود از آن خارج شوند امتیاز منفی برای سایت بوده و در اصطلاح به آن Bounce Rate  (نرخ دفع بازدیدکنندگان از سایت( گفته می شود.

  • مطلب گذاری بر اساس اصول سئو سایت و بهینه سازی سایت

طراحی سایت

سئو سایت

نحوه ی نگارش مطالب باید به گونه ای باشد که علاوه بر بازدید کنندگان ، موتور های جستجو نیز دارای اهمیت باشند. استفاده از تگ های H1 و H2 و H3و… همچنین استفاده از تصاویر در طراحی وب سایت بسیار پر اهمیت بوده و تاثیر زیادی بر روی سئو سایت و بهینه سازی سایت خواهد داشت.


ادامه مطلب برچسب ها: طراحی سایت از ظاهر تا محتوا، کدام مهمتر است؟، کسب و کار الکترونیک،
دنبالک ها: آموزش کسب و کار الکترونیکی، ایمیل مارکتینگ،سئو، بازاریابی محتوایی و شبکه های اجتماعی، تولید محتوا، تبلیغات آنلاین و اینترنتی،

تاریخ : چهارشنبه 18 شهریور 1394 | 10:05 ق.ظ | نویسنده : ساناز داودی | نظرات
خلاقیت: هدف هر کسب و کاری جذب مشتری است و این امر هم صورت نمی پذیرد به جز از طریق بازاریابی. خرده فروشان موفق انسان های چندان متفاوتی نیستند بلکه آنها تنها نکاتی را آموخته اند که به پول در آوردن یاری می رساند.

راه های افزایش فروش برای خرده فروشان

1- خود را بشناسید

داشتن کسب و کار بسیار فراتر از داشتن شغلی برای خود است. وظایف اساسی شما بازاریابی، سر و سامان دادن امور مالی و مسوولیت کارکنان هستند. بسیار بعید است که یک فرد از همه خصوصیات مورد نیاز برخوردار باشد، به همین خاطر برای به دست آوردن بهترین نتیجه، باید بدانید که خودتان در کدام بخش ها تبحر دارید و برای دیگر بخش ها از دیگران کمک بخواهید.

2- بینش


بسیاری از کسب و کارها توسط افرادی اداره می شوند که تلاش زیادی برای موفقیت می کنند و انگیزه بالایی دارند اما با این حال از تمام اطلاعات مورد نیاز برخوردار نیستند. این اطلاعات شامل ایده های روشن در مورد سهم بازار، بازار هدف، خدمات مشتریان، انتخاب محصول و بازاریابی است و همچنین شیوه های قیمت گذاری را نیز دربر می گیرد. اگر می خواهید در کسب و کارتان موفق شوید باید نسبت به همه این امور بینش و اطلاعات کافی داشته باشید.

راه های افزایش فروش برای خرده فروشان

3- شناخت صنعت

اگر در مورد صنعتی که محصولات آن را به فروش می رسانید، اطلاعات بیشتری داشته باشید، آنگاه از رقبای خود در موقعیت بهتری قرار خواهید گرفت. داشتن اطلاعات در مورد شیوه های تولید، توزیع، تولید کنندگان بزرگ، وضعیت واردات و صادرات، و همچنین دورنمای صنعت باعث می شود در تصمیمات خود بر بنگاه، هوشمندانه تر عمل کنید. بسیاری از فروشندگان گمان می کنند که این اطلاعات ارتباط چندانی با آنها ندارند، اینها همان افرادی هستند که پس از مدتی شغل خود را تغییر می دهند.

4- شناخت مشتری


برای فروش موفق باید کالایی را به مشتری ارائه دهید که او می خواهد و برای اطلاع از خواست مشتری باید او را بشناسید. به همین خاطر توجه به نیازها و خواسته های مشتری باید در اولویت قرار گیرند. سعی کنید به کسب و کارتان از دید یک مشتری بنگرید و آنچه برای او جذاب است را انجام دهید. فراموش نکنید که مشتری است که تصمیم می گیرد آیا کسب و کار شما موفق شود یا خیر؟

5- سوابق مالی

اگر نمی دانید که پول شما کجا می رود، پس به زودی همه آن را از دست خواهید داد. باید انضباط مالی داشته باشید که با نگاه کردن به آن بتوانید پی ببرید که چه درآمدهایی و چگونه حاصل شده اند و هزینه ها نیز به چه صورت بوده اند. انضباط مالی منظم نیازمند وقت ودقت بسیاری است اما بدون آن نیز کار پیش نمی رود. در واقع انضباط مالی مانند ابزار یک هواپیما می ماند که ارتفاع، جهت و سرعت شما را نشان می دهند. بدون آنها شما می توانید پرواز کنید اما هیچ ایده ای در این مورد نخواهید داشت که به کجا می روید.

6- مدیریت نقدینگی

مهم نیست که مغازه شما چقدر بی نظیر و شگفت انگیز باشد، چرا که باز هم بدون نقدینگی شانس برای موفقیت نخواهد داشت. پولی که وارد کسب و کار شما می شود یکی از اجزای حیاتی سلامت مالی آن خواهد بود. اگر بودجه بندی هوشمندانه ای دارید و جریان درآمد و هزینه را به خوبی کنترل می کنید، لازم نیست که نگران جریان نقدینگی باشید.

7- تصمیم گیری

به عنوان صاحب یک مغازه، شما مدیریت آن را نیز برعهده دارید و بنابراین باید توان تصمیم گیری داشته باشید. مدیریت منابع، انتخاب شیوه خدمت رسانی به مشتریان، فروش های فوق العاده و ساعات کاری از جمله مواردی هستند که شما باید در مورد آنها تصمیم بگیرید. به خاطر داشته باشید که هر تصمیم شما می تواند به موفقیت یا عدم موفقیت کسب و کار منتهی شود.

8- انصاف

شیوه رفتار با کارکنان می تواند سرنوشت کسب و کار شما را تعیین کند. سعی کنید با آنها منصف باشید و به آنها اجازه پیشرفت بدهید. به همان اندازه که ارزش دارند به آنها دستمزد بدهید. اگر فروشنده شما حس کند که ارزش کارش را درک کرده اید، انگیزه بیشتری برای بهتر کار کردن خواهد داشت. با کارکنان خود به درستی رفتار کنید و آنها نیز در به موفقیت رسیدن کسب و کارتان به شما یاری خواهند رساند.

9- تصویر

مشتریان برای اینکه از شما خرید کنند یا خیر به تصویری که خود ارائه می دهید، توجه می کنند. نام کسب و کار، صفحه اینترنتی آن، بیلبوردهای تبلیغاتی شما، همه و همه در شکل گیری تصویر مشتری از شما تاثیر دارند. وب سایتی که مدت هاست به روز نشده، از رغبت مشتری برای مراجعه به شما می کاهد.

راه های افزایش فروش برای خرده فروشان

10- کنترل موجودی

هنگامی که به مشتری می گویید که کالای مورد نظر وی را تمام کرده اید، پیامی مشخص در مورد بی مسوولیتی خود به او مخابره کرده اید. وعده هایی مانند اینکه تا هفته آینده آن کالا دوباره در قفسه شما خواهد بود نیز چندان دردی را دوا نمی کند. وقتی کالایی را ندارید، مشتری آن را از جای دیگری تهیه می کند ودر این صورت او دیگر مشتری شما محسوب نمی شود.

 به جای اینکه به کسب و کار رقبای تان رونق ببخشید، بهتر است توجه بیشتری به انبارداری خود داشته باشید. سیستم های کنترل موجودی بسیاری هستند که می توانید با بهره گرفتن از آنها جلوی کمبود جنس را بگیرید. نامشخص بودن بازار، بدقولی توزیع کننده و افزایش ناگهانی فروش، بهانه های خوبی برای توجیه ضعف شما در کنترل موجودی نخواهند بود.




ادامه مطلب برچسب ها: راه های افزایش فروش برای خرده فروشان، کسب وکار الکترونیک،
دنبالک ها: آموزش کسب و کار الکترونیکی، ایمیل مارکتینگ،سئو، بازاریابی محتوایی و شبکه های اجتماعی، تولید محتوا، تبلیغات آنلاین و اینترنتی،

تاریخ : چهارشنبه 18 شهریور 1394 | 09:52 ق.ظ | نویسنده : ساناز داودی | نظرات

… یا استیو جابز (اپل) چگونه آیفون می فروشد!

برای فروش بیشتر و بهتر، برای مشتریانتان قصه بگویید!

یک راه بسیار موثر در جلب توجه مشتریان احتمالی و درگیر کردن فکر آنان با محصول و یا خدمات شما تصویر سازی ذهنی و القای این تصویر به مخاطبان است. همه افرادی که در شرکت اپل کار کرده اند و یا به طوری با استیو جابز مدیرعامل فقید آن شرکت در ارتباط بوده اند یک ویژگی و توانایی بسیار برجسته او را قدرت داستان سرایی و قصه گویی اش می دانند.

ویژگی ای که پایه و اساس تمامی کمپین های تبلیغاتی، متدهای جلب مشتری، و فروش محصولات آن شرکت شده است. ایجاد تصویر ذهنی و قلقلک کردن حس خیالپردازی مشتریان از طریق ارائه سناریوها و روش های محتملِ جذاب و بامزه برای استفاده  از امکانات و توانایی های یک محصول، اصطلاحا “قصه گویی در بازاریابی”، نامیده می شود.

برای اینکه این روش از بازاریابی و یا بهتر است بگویم بازارسازی را بهتر درک کنید، یکی از جلسات ارائه (Present) محصولات جدید شرکت اپل را در نظر بگیرید.سالنی مجلل پر از خبرنگاران و نمایندگان رسانه ها، افراد خبره و کارشناسان شرکت های همکار، شرکت های دولتی و خوره های تکنولوژی و پرستندگان محصولات اپل.

نور پردازی های حرفه ای، دکورهای ساده ولی زیبا به سبک اپل، و خلاصه همه آنچه که یک صحنه اجرای موسیقی زنده یک گروه بسیار معروف راک می تواند داشته باشد، در آنجا هست. اما تنها اجرا کننده ی این گروه، روی صحنه، کسی نیست جز استیو جابز، مدیرعامل شرکت اپل با شلوار جین آبی و پیراهن یقه اسکی، ته ریش و عینک معروف خود. هدف از برگزاری جلسات اینچنانی برگزاری کنسرت موسیقی و یا مراسم جایزه اسکار نیست بلکه استیو جابز می خواهد برایمان قصه بگوید!

برای فروش بیشتر و بهتر، برای مشتریانتان قصه بگویید!

روش معمول شرکت های مختلف، در برگزاری جلساتی مشابه معرفی محصولات جدید، ارائه توضیح درباره مشخصات محصول، نمایش محصول و ارائه یک سری آمار از مطالعات انجام شده بر روی آن محصول و محصولات قبلی و یا مشابه و مقایسه آنها و در نتیجه اجبار مشتری به جلب توجه به برتری های آن محصول است. کاری که سالهای سال شرکت های بزرگ و کوچک از خودروسازها گرفته تا تولید کنندگان محصولات آرایش و بهداشتی و … انجام می داده و هنوز هم می دهند.

تقاوت اپل با همه این شرکتها، در تفاوت دیدگاه استیو جابز نسبت به مشتری، نهفته است.

همانطور که شعار  این شرکت، ،Think Deferent (متفاوت بیاندیشید) بوده و هست، در نحوه برقراری ارتباط با مشتریان و ارائه محصولات جدید برای بار اول، متفاوت اندیشیده اند و حتی در جزئیات هم تفاوت هست. یک ضرب المثل انگلیسی هست که می گوید: “You Never Get a Second Chance to Make a First Impression” یعنی “شما هرگز شانسی دومی برای ایجاد اثر گذاری (برداشت) اول، نخواهید داشت”.

در بازایابی و تبلیغات برای یک محصول جدید، تمام آنچه که در اولین بار نمایش آن محصول در ذهن مخاطبان باقی بماند، به جزی جدانشدنی از آن محصول تبدیل خواهد شد. بنابراین تصویر ارائه شده در بار اول، برای مشتریان احتمالی باید جذاب، زیبا، متناسب به ویژگی هاو اختصاصات فرهنگی و اجتماع، قابل درک و توام با شادی باشد. اگر این تصویر ناقص و یا اشتباه باشد، بشدت در اولین نقدهایی که از آن محصول در جراید و رسانه ها منتشر می شود، تاثیر منفی خواهد داشت و تغییر و اصلاح آن تصویر نادرست، بسیار دشوار، زمانبر و هزینه بر خواهد بود.

اپل، برای ارائه  تصویر اولیه ای که به مشتریانش القا می کند، ماه ها قبل از برگزاری جلسه، بر روی جزئیات آن جلسه کار می کند، همکاران استیو جابز می گویند که او روزهای قبل از جلسه، بارها و بارها حرف ها و حرکاتی را که در بالای سن باید یزند با خود و دیگر کارکنان پشت صحنه تمرین می کند. در نهایت طوری به نظر می رسد که آنچه استیو جابز می گوید حرفهایی است که در همان لحظه به ذهنش خطور می کند. و کسی در اینکه تمامی این صحنه، قبلا آماده سازی شده و حرف به حرف کلمات از قبل نوشته، پردازش، و تمرین شده است شک نمی کند.

استیو، در این جلسات، محصولات جدید را بر روی صفحه نمایش بسیار بزگ پشت سرش نمایش می دهد، در حالیکه یک نمونه از آن محصول را در دست گرفته است، درباره آن توضیحاتی مختصر می دهد. دقیقا و تنها، مواردی مطرح می شود که اپل فکر می کند کافیست که مشتریان بدانند و ارائه اطلاعات بیش از آن لزومی ندارد. در اینجاست که هنر جابز، شکوفا می شود و به جای اینکه اجبار و اصراری به اینکه محصول او برتر و بهتر و بی نظیر و بسیار معرکه است، روش هایی که خود او با آن محصول، کارهایش را انجام می دهد به نمایش می گذارد. سپس، از یکی از کارمندان دون پایه اش دعوت می کند تا به بالای سن برود ونشان دهد او چه استفاده ای از آن محصول می تواند بکند.

مخاطبان، با دیدن این صحنه ها، و نحوه استفاده یک فرد عادی، در حضورشان از آن محصول، و کارایی ها، توانایی ها  و امکانات شگفت انگیزی که دارد، خود به خود پی برده و کشف می کنند و از این کشف، لذت می برند. در ادامه جلسه، در پایین سن، هر کدام از کارشناس فروش اپل، همان محصول را با تکیه بر یک یا چند کاربرد آن برای اقشار مختلف سنی، شغلی و … مردم به نمایش می گذارند.

مطالعه موردی

یک نمونه مشابه از این نوع بازاریابی که اخیرا به درخواست یکی از فروشگاه های بزرگ و معتبر محصولات کامپیوتری، توسط ما برای آنان،  طراحی، و اجرا شد، مدل بازاریابی و فروش تبلت های گلکسی سامسونگ است. در ادامه خلاصه ای از این مدل پرزنت محصول خواهید خواند:

در این مدل، که فروشندگان کالا، که آن محصول را به مشتریان احتمالی ارائه می کنند، هیچگونه اجبار و فشاری به مشتری برای خریدن آن چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم تحمیل نمی کنند. واقعیت های آن محصول را آن گونه که سامسونگ در بروشورهای راهنما، نوشته است، به مشتری منتقل می کنند و سعی نمی کنند در تصمیم گیری مشتری، دخالت کنند.

با توجه به اینکه این فروشگاه، از محصولات تبلت، تنها، گلکسی های سامسونگ را عرضه می کند، همواره برای مشتریان سوال درباره مقایسه آن با آیپد، تبلت محصول اپل، پیش می آید. که برای این سوالات، پاسخ های مناسب، بر پایه حقایق بازار و تکنولوژی، تهیه گردید و این پاسخ ها  طوری طراحی شدند که ذهن مشتری را به طور غیر مستقیم به سمت کشف برتری های گلکسی تب سامسونگ از نظر قیمت در حالیکه از نظر قدرت و سرعت، تفاوت زیادی ندارند و همچنین محدودیت های موجود بر اثر تحریم محصولات اپل برای ایران، هدایت کند.

قسمت مهم دیگری از این بسته مشاوره ای، طراحی فرم مشخصات خریداران تبلت بود که جهت نیازسنجی و ارائه سناریو (قصه) مورد نظر و مفید برای خریداران و یا مشتریان بالقوه، استفاده می شود. تعدادی از فروشندگان، ماموریت داده شد تا برای انواع کارهای ممکن و قابل انجام به صورت اختصاصی برای شاغلان در هر شغل مجزا، USE-CASE (مورد استفاده) طراحی شده و App های مربوطه مورد نظر تهیه شود و در هنگام مراجعه مشتری با سوال از او درباره شغل و یا علاقه مندی هایش، آن موارد استفاده ی از قبل برنامه ریزی شده به او نمایش داده شود. (و تنها به نمایش عمومی و توضیح مشخصات اکتفا نشود).


ادامه مطلب برچسب ها: برای فروش بیشتر و بهتر، برای مشتریانتان قصه بگویید!، موزش کسب و کار الکترونیکی، ایمیل مارکتینگ، سئو، بازاریابی محتوایی و شبکه های اجتماعی، تولید محتوا،
دنبالک ها: آموزش کسب و کار الکترونیکی، ایمیل مارکتینگ،سئو، بازاریابی محتوایی و شبکه های اجتماعی، تولید محتوا، تبلیغات آنلاین و اینترنتی،

تاریخ : چهارشنبه 18 شهریور 1394 | 09:43 ق.ظ | نویسنده : ساناز داودی | نظرات
قسمت دوم


‫کسب وکارالکترونیک‬‎



اشتباه هفتم: نداشتن طرح و نقشه برای ناگواری های احتمالی.

حتی اگر در تمام برآوردها و تخمین ها بسیار واقع گرایانه عمل كرده باشید باز هم وقایع پیش بینی نشده وجود دارند. ممكن است شرایط بازار عوض شود، بانك به تعهدات خود پایبند نباشد، بهره بانكی عوض شود، برای حمل و نقل محصول محدودیت هایی ایجاد شود و بسیاری موارد از این قبیل كه اگر هر كدام از اینها اتفاق بیفتد مقصر شما نیستید. یا به عبارت دیگر این مشكلات ناشی از ضعف طرح نیست، اما اتفاق می افتد. بیشتر مواقع كسانی كه كار جدیدی را آغاز می كنند احساس می كنند هر گاه به مشكلی برخورد كردند كسی یا چیزی هست كه به آنها كمك كند. و به همین دلیل از قبل نقشه ای برای شرایط ناگواری كه ممكن است پیش بیاید ندارند و در صورت وقوع چنین شرایطی كل زحمات و سرمایه آنها در خطر خواهد بود.

اشتباه هشتم: شریك كردن افراد غیر لازم یا نامعتبر.

شما فقط به افراد مشخصی به عنوان شریك نیاز دارید. به عنوان مثال بیشتر مواقع به پول نیاز دارید، و شركایی پیدا می كنید كه آنها هم به پول نیاز دارند. یا بسیاری مواقع افراد خلاق كه ایده های خوبی دارند دوستان خود را به عنوان شریك انتخاب می كنند. بسیاری افراد برتری های راهبردی را ندارند یا اعتبار كافی برای شراكت را ندارند. حال چنین افرادی قرار است مثلاً 25 درصد از شركت شما را صاحب شوند. چنین كاری كاملاً اشتباه و غیر ضروری است. قبل از اینكه افراد بخواهند در دارایی یا طرح  شما شریك شوند، باید آن را به دست آورند. (یعنی برای شراكت خود پول، اعتبار و وقت خود را گرو بگذارند و زحمت بكشند.)

اشتباه نهم: افراد را برای راحتی خود استخدام كنید نه به خاطر مهارتهای مورد نیاز آنها.

"در اولین شركت هایی كه بنا كردم خویشاوندانم را استخدام كردم. این كار بسیار ساده بود اما بسیاری از آنها برای كاری كه من نیاز داشتم فرد مناسبی نبودند. و اخراج كردن افراد كار ساده ای نیست به خصوص اگر از فامیل و آشنا باشند." برای استخدام افراد زمان بیشتری صرف وقت كنید و براساس مهارت ها از بین آنها انتخاب كنید. شما به افرادی با مهارت بسیار بالا احتیاج دارید كه بتوانند در شرایط نامناسب به كسب و كار شما كمك كنند، به عبارت دیگر آچار فرانسه باشند. اگر افراد نامناسب استخدام كنید، درست زمانی كه به آنها احتیاج دارید كسب و كارتان را با مشكل مواجه می كنند.

اشتباه دهم: غفلت از مدیریت قسمتهای مختلف سازمان.

این مشكل معمولاً همیشه اتفاق می افتد. مدیران معمولاً نیمی از وقت خود را به كارهایی می پردازند كه 5 درصد از كل فعالیت ها هم نیست و از قسمت های دیگر غافل می شوند. شما باید نسبت به كل سازمان خود دید جامعی داشته باشید. ولی معمولاً كسانی كه كسب و كاری را اداره می كنند  این دید جامع را از دست می دهند و بیشتر انرژی خود را برای اداره قسمتی از سازمان به كار می گیرند تا اینكه كل سازمان را رهبری و مدیریت كنند. "در مواردی محصولات مختلف را تولید می كردم و گاه برای بعضی از تولیدات، افرادی را استخدام می كردم . نتیجه آن را با تصویر بزرگی كه در ذهن داشتم در كوتاه مدت و بلند مدت مقایسه می كردم كه آیا به اهداف تعیین شده رسیده ام یا نه." به عبارت دیگر ارزیابی كارهای انجام شده و مقایسه آن با اهداف و برنامه های از قبل تعیین شده، سبب می شود دید كاملتری داشته باشید. پس سعی كنید آن تصویر بزرگ را در ذهن خود داشته باشد و مرتباً آن را با وضعیت كنونی خود مطابقت دهد.

اشتباه یازدهم: پذیرفتن غیر ممكن بودن، ساده تر از پیدا كردن راه حل مناسب است.

"من مهندسی داشتم كه بسیار ماهر بود ولی هر گاه می خواستیم وسیله ای را اصلاح یا بهینه سازی كنیم می گفت: شما نمی توانید به این روش این كار را انجام دهید. من باید مطمئن می شدم و به آسانی حرف هایش را قبول نمی كردم. من باید دیدی فراتر می داشتم." اگر می خواهید یك كارآفرین باشید باید بتوانید كارهای جدیدی انجام دهید. افراد زیادی به شما خواهند گفت این ممكن نیست، ولی نباید این حرف ها را به آسانی قبول كنید یك كارآفرین خوب همیشه راه حل مناسبی پیدا می كند.

اشتباه دوازدهم: توجه بیش از اندازه به حجم فروش و تعداد مشتریان، به جای اینكه به سود دهی كسب و كار توجه شود.

افراد معمولاً بیشتر به حجم و مقیاس توجه می كنند. بیشتر كار آفرین ها تمایل دارند بگویند سازمانی را اداره می كنند كه بسیار بزرگ است، تعداد زیادی پرسنل دارد، این مقدار مساحت دارد و این قدر فروش دارد. معمولاً ما تمایل داریم در ذهن خود كسب و كاری بزرگ را پرورش دهیم تا اینكه به فكر ایجاد كسب و كاری پر سود باشیم. اما بدانید كه بانكداران و كارشناسانی كه سازمان شما را برای خرید یا سرمایه گذاری بررسی می كنند از یک سازمان خیلی بزرگ خوششان نمی آید. كارآفرین ها معمولا افرادی خلاق و فنی هستند ولی باید یاد بگیرند یك مدیر و بازرگان خوب هم باشند.

اشتباه سیزدهم: به جای اینكه به دنبال حقیقت باشید به دنبال تأیید هستید.

این اشتباه بسیار متداول است شما می خواهید كاری را شروع كنید، بنابراین با افرادی كه برای شما كار می كنند صحبت می كنید. با خانواده و دوستان صحبت می كنید. اما درحقیقت به دنبال تأیید كار خود هستید. و به دنبال حقیقت نمی گردید. بلكه به دنبال كسی هستید كه به شما بگوید كار درستی انجام می دهید. معمولاً حقیقت غیر از این است. بایستی محصول خود را آزمایش كنیم و به دلایل آزمایش كنندگان گوش فرا دهیم كه چه می گویند. نه این که به جای ارزش دادن به حقیقت دنباله روی حرف مردم باشیم كه می گویند «اوه این فوق العاده است»!

اشتباه چهاردهم: از دست دادن تمرکز بر انجام کارها و بر فروش کالاها.

بیشتر كارآفرین ها در یک واحد، روی چند قسمت كار می كنند ولی هیچ كدام را به درستی انجام نمی دهند. به جای این كه تمركز خود را بر درست انجام دادن تمامی كارها همچنین فروش بیش از پیش، صرف کنند، توجه كارمندان و وقت خود را برای انجام كارهای غیر ضروری در آن واحد تلف می كنند. بنابراین كالای اصلی آنها به خوبی تولید نمی شود چون آنها كارهای زیادی انجام داده اند و از اصل قضیه دور شده اند. مثلاً کارآفرینان  می خواهند كالای خود را به Wal-Mart (یك فروشگاه زنجیره ای معروف در آمریكا) بفروشند. پس از مدتی اظهار می کنند محصول خود را به شبكه فروش خانگی می فروشند و سپس می گویند فروشگاه های هدیه هم خوب به نظر  می رسند. و از این دست.

اشتباه پانزدهم: هدف بلند مدت و مقصد حرفه ای شفاف و واضح نیست.

هدف بلند مدت شما باید مشخص باشد. این بدان معنا نیست كه شما عوض نمی شوید، اما وقتی كه هدفی را تعیین می كنید باید به آن سمت نشانه گیری كنید. این حرف ها وقتی اهمیت پیدا می كند كه افراد می خواهند محصول خود را تعیین كنند و می پرسند چه محصولی انتخاب كنم؟ (تولید كنم؟) پاسخ بستگی به این دارد كه چه كاری را می خواهید انجام دهید. اگر می خواهید با این كار یك سازمان چند میلیون دلاری تاسیس كنید. شاید باید روی كالای خود تجدید نظر كنید. ولی اگر هدف شما یك شركت كوچك است قضیه فرق می كند. یا اگر می خواهید كسب و كاری راه بیندازید تا اعضای خانواده خود را مشغول به كار كنید بحث دیگری است. و شاید در این گونه موارد خیلی نیاز به اهداف بلند مدت نداشته باشید ولی اگر هدف كسب و كار شما شفاف و مشخص باشد. در موفقیت آن تأثیر زیادی دارد.

اشتباه شانزدهم: از دست دادن تمركز و هویت.

برای خلق یك سازمان با ارزش این مشكل را بیان می كنم. سازمان شما خود یك كالا است. شركت ها و سازمان های زیادی هستند كه سعی می كنند اهداف زیادی را در آن واحد دنبال كنند و به جای اینكه یك كسب و كار متمركز، معتبر و دارای هویت داشته باشند، فعالیتی شلوغ و درهم دارند. وقتی كسب و كار جدیدی راه می اندازید بسیار مهم است كه روی هدف و هویت شركت تمركز داشته باشید. اجازه ندهید قدرت سازمان شما روی اهداف مختلفی كه به نتیجه رسیدن هر كدام از آنها پروسه ای سنگین است، سایه افکند. چرا که تشکیلات شما ضعیف خواهد شد. مثلاً فرض كنید شركتی دارید كه محصول آن، تنقلات مورد علاقه كودكان است حال اسباب بازی را به محصولات خود اضافه كنید فقط به این دلیل كه مشتریان شما ممكن است اسباب بازی هم بخرند شركت خود را تضعیف كرده اید. یك سازمان به تمركز روی آن چه هست نیاز دارد تا بتواند قدرت بگیرد.

اشتباه هفدهم: نبود برنامه ای برای خارج شدن از این كسب و كار.

یك برنامه برای خروج از كسب و كاری كه ایجاد كرده اید داشته باشید و سعی كنید آن را به بهترین نحو انجام دهید. به عنوان مثال من برای كسب و كاری كه اكنون راه انداخته ام یك برنامه 2 ساله دارم یعنی برنامه ای دارم كه پس از 2 سال بتوانم پول زیادی به دست آورم و سپس به كار دیگر مشغول شوم، شاید علتش این است كه آنقدر دلبستگی به آن كار ندارم و چون آن كسب و كار به اوج خود رسیده دیگر جذابیت كافی ندارد تا به آن كار ادامه دهم. بعد از سال اول به دقت بازار را بررسی می كنم و سعی در نوآوری در این زمینه خواهم داشت. و در همین زمان گزینه فروش سازمان را روی میز قرار می دهم چون چیزی باارزشتر از یك فروش خوب نمی توانم به دست آورم. این بدان معناست كه هیچ قرارداد داخلی امضا نمی كنم و منتظر شركت های چند ملیتی هستم تا شركت خود را به آنها بفروشم. از كارهای مربوط به حق امتیاز و انجام صحیح آنها مطمئن می شوم. و در عین حال تمام توجه خود را روی كیفیت كار معطوف می كنم تا از سطح استانداردها بالاتر باشد. كیفیتی بالاتر از محصولات سازمان های چند ملیتی كه احتمالاً شركت ما را خواهند خرید!

یك استراتژی خروج هم می تواند این باشد كه سازمان خود را در آینده به فرزند خود بسپارید. مهمترین كاری كه باید انجام دهید این است كه شركتی بسازید كه ارزشمند و سود ده باشد و در این شرایط همه گزینه ها در برابر شماست: سازمان خود را نگه دارید، آن را بفروشید، برای آن تبلیغات كنید، حساب بانكی خود را پر پول كنید و ... . ولی به یاد داشته باشید، یك كسب و كار می تواند یك كالا هم باشد.



ترجمه: علی یزدی مقدم


برچسب ها: هفده اشتباه افراد در آغاز یك كسب و كار جدید، کسب و کار الکترونیک،
دنبالک ها: آموزش کسب و کار الکترونیکی، ایمیل مارکتینگ،سئو، بازاریابی محتوایی و شبکه های اجتماعی، تولید محتوا، تبلیغات آنلاین و اینترنتی،

تاریخ : یکشنبه 15 شهریور 1394 | 04:31 ب.ظ | نویسنده : ساناز داودی | نظرات
قسمت اول



‫کسب وکارالکترونیکی‬‎


آنچه در این مقاله می بینید حاصل تجربیات «جان اوشر» است او صدها كالا را بهینه سازی یا ابداع كرده است یكی از این محصولات یك مسواك برقی است كه تبدیل به پرفروش ترین مسواك آمریكایی شد و آن هم فقط در طول 15 ماه! كسانی كه با دنیای كسب و كار آشنا هستند به خوبی می دانند كه این یك شاهكار است. او همچنین چندین كمپانی موفق را تاسیس كرده است. یكی از این كمپانی ها Cap Toys است كه توانست به فروش 125 میلیون دلار در سال دست پیدا كند و سپس آن را به كمپانی «Hasbro» فروخت. اما یكی از بزرگترین كارهای او كه كمك بزرگی به دنیای كسب و كار كرد این بود كه شروع به تهیه لیستی از اشتباهات كرد كه نباید در شروع یك كسب و كار جدید آن ها را مرتكب شد. این لیست حاصل تجربیات سالها ابداع و تاسیس كارهای جدید است.

جان 57 ساله می گوید: «بعد از اینكه شركت خود را به «Hasbro» فروختم لیستی از همه اشتباهات خود را تهیه كردم. اشتباهاتی كه می دیدم دیگر كارآفرین ها هم مرتكب می شوند كارآفرین سریالی ما ادامه می دهد: «من می خواستم سازمانی تأسیس كنم و در بدو كار هیچ كدام از این اشتباهات را مرتكب نشوم و می خواستم بدانم به این روش می توانم یك سازمان ایده آل ایجاد كنم. او یك لیست غیر رسمی شامل 16 اشتباه تهیه كرد و سپس نهایتاً آن را به 17 تا رساند و حاصل تجربیات وی تاكنون در تحقیقات تجاری دانشگاه هاروارد مورد استفاده قرار گرفته است. این لیست در رسانه ها و سخنرانی هایی كه مخاطب آنها تجار و بازرگانان هستند مورد استفاده قرار گرفته است. او در سال 1999 این لیست را برای تولید مسواك برقی معروف خود به كار گرفت این كالا در سال 2001 میلادی وارد بازار شد و تبدیل به پرفروش ترین مسواك شد و در نهایت این كمپانی را به قیمت 475 میلیون دلار فروخت.

او می گوید: «من انتظار نداشتم این لیست واقعاً كار كند و شاید هم دیگر چنین موفقیتی تكرار نشود اما ما به این روش یك كسب و كار بی عیب و نقص را از شروع كار تا فروش آن ایجاد كردیم.»

اوشر همچنین یك ظرفشور برقی تولید كرد و آن را به شركت «Procter & Gamble» (همان شركتی كه كمپانی مسواك برقی را خریده بود) فروخت. جان اوشر همچنان در حال تولید كسب و كارها و محصولات جدید است و در این مسیر به تحقیقات خود ادامه می دهد. و می خواهد از تجربیات جدیدش چیزهای جدیدی یاد بگیرد. این مقاله هدیه یاد بگیر دات كام به همه افرادی است كه می خواهند كسب و كاری جدید را آغاز كنند و راهی به سوی موفقیت پیش گیرند.

در خلال اشتباهاتی كه اوشر ذكر می كند به كارآفرین ها می گوید: آنها كه هستند؟ و برای رسیدن به بالاترین سطح از تكامل چه كارهایی باید انجام دهند؟

 

اشتباهاتی كه همه مرتكب می شوند

اشتباه اول: بیشتر افراد معمولاً به اندازه كافی برای تحقیقات روی طرح و ایده خود وقت صرف نمی كنند تا ببینند واقعاً ارزش آن را دارد یا نه و به همین دلیل شكست می خورند این معمولاً مهمترین اشتباه همه است.

به اعتقاد اوشر 9 نفر از هر 10 كارآفرین به خاطر این كه طرح و ایده آنها ارزشی را كه تصور می كردند نداشته است  شكست می خورند. گاهی افراد آن قدر شور و شوق به انجام كار جدید دارند كه از تجزیه و تحلیل آن غافل می شوند. و همین باعث شكست آنها می شود آنها ممكن است بسیار با استعداد و لایق باشند و هر كاری كه از دستشان بر می آید انجام دهند ولی به نتیجه مناسبی دست پیدا نمی كنند چون قدم اول را مشكل دار برداشته اند. یعنی ایده با ارزشی انتخاب نكرده اند.

اشتباه دوم: تخمین نادرست از بازار، تعداد مشتریان احتمالی، زمان بندی و قسمتی از بازار كه نصیب آنها خواهد شد.

بیشتر افراد كارآفرین آن قدر درباره طرح ها و كارهای جدید خود هیجان زده هستند كه توجه نمی كنند که چند نفر مشتری واقعی آنها خواهند بود. آنها می گویند اگر كل بازار 50 میلیون مصرف كننده داشته باشد و فقط 2 درصد از بازار مشتری ما باشند آنگاه 1 میلیون مشتری خواهیم داشت حال آنكه 2 درصد از بازار رقم بسیار بالایی است و بیشتر كسب و كارها زیر 1 درصد مشتری دارند.

اشتباه سوم: كم تخمین زدن سرمایه و زمان مورد نیاز.

آنها سرمایه مورد نیاز را براساس اشتباه اول تخمین می زنند. افراد در ابتدای كار برای محیط اداری، مبلمان، كامپیوترها و استخدام یك مدیر فروش و ... پول زیادی خرج می كنند. به عبارت دیگر كارهایی انجام می دهند كه هزینه بر و هزینه ساز است و تنها به امید این هستند كه فروش بالایی داشته باشند.

همه این هزینه ها به امید حجم بالای فروش در مدتی كم انجام می شود. آنها فكر می كنند خیلی زود، سود بالایی نصیبشان می شود ولی در عمل چنین اتفاقی نمی افتد و ناگهان متوجه می شوند همه سرمایه خود را خرج كرده اند و پولی برای ادامه كار ندارند. در این زمان هزینه های پیش بینی نشده هم وجود دارند بنابراین همیشه سرمایه ای بیش از آنچه در ابتدا به نظر می رسد نیاز است حتی اگر صرفه جویی های لازم انجام شود.

اشتباه چهارم: تخمین اشتباه در حجم فروش و زمانبندی.

آنها تخمین درستی از بازار و تعداد مشتریان ندارند بنابراین برای این قسمت از كسب و كار خود پروژه های زیادی مد نظر دارند. آنها می گویند 200 میلیون خانه وجود دارد و كافیست به X تعداد از آنها جنس خود را بفروشم. اما چون در زمان محدودی كه در نظر گرفته بودند به میزان فروش مورد نظر خود نمی رسند شكست می خورند و هیچگاه فرصت پیدا نمی كنند حجم فروش كافی داشته باشند.

اشتباه پنجم: سرمایه پروژه ای را بسیار كم تخمین می زنند.

برای اجرای هر پروژه از طراحی تا تولید كالا همیشه به سرمایه ای بیش از آنچه تصور می شود نیاز است. همچنین دلایل ناشناخته ای وجود دارند كه هزینه اجرای یك پروژه را بالا می برند. بنابراین هنگام اجرای پروژه شما با كمبود منابع روبرو می شوید و پروژه كند و محدود می گردد.

اشتباه ششم: افراد زیادی استخدام می كنند و برای دفتر، مبلمان و تجهیزات اداری، هزینه زیادی صرف می كنند.

اكنون شما فروش كم و هزینه های زیادی دارید. این مشخصه سازمان هایی است كه هر روز شكست می خورند و نمونه های زیادی از آنها را می توانید ببینید. همه اینها از اشتباه اول ناشی می شود: شكست به دلیل عدم تحقیق كافی درباره ارزش طرح و فرصتی كه می خواهید روی آن سرمایه گذری كنید.


ترجمه: علی یزدی مقدم


برچسب ها: هفده اشتباه افراد در آغاز یك كسب و كار جدید، کسب و کار الکترونیکی،
دنبالک ها: آموزش کسب و کار الکترونیکی، بازاریابی محتوایی، ایمیل مارکتینگ،

تاریخ : یکشنبه 15 شهریور 1394 | 04:25 ب.ظ | نویسنده : ساناز داودی | نظرات
تعداد کل صفحات : 23 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.






خرید پروژه، مقاله و پایان نامه

پونیشا :: نیروی کار مجازی

آگهی ساز - آگهی و تبلیغات رایگان



  • ام جی